معرفی عناصر و اجزای تایپوگرافی + عکس
اگر به خوشنویسی و یا تایپوگرافی علاقه مند هستید و در این زمینه ها فعالیت میکنید این پست برای شما است. در این مطلب به معرفی عناصر و اجزای تایپوگرافی خواهیم پرداخت که برای هنرمندان، گرافیست ها و بسیاری از هنرمندان و هنرجویان میتواند مفید باشد. به عنوان یک هنرمند و یا هنرجو باید بدانید که یک حرف، کلمه و یا نوشته از چه اجزایی تشکیل شده است. سعی کرده ام عناصر و اجزای تایپوگرافی را با به طور کامل و با دقت بالا جمع آوری کنم. هر یک از عناوین همراه با ترجمه و معنی فارسی است. این عناصر ویژه سبک خاصی نیست و بسیاری از آن ها در تمامی سبک های خوشنویسی مشترک هستند.
جدول زیر مجموعه ای از عنوانین مهم اجزای تایپوگرافی است که بر اساس حروف الفبا مرتب شده است. تصاویر مربوط به اجزای تایپوگرافی در انتهای مطلب قرار داده شده است.
نام انگلیسی | نام فارسی | توضیحات |
Aperture | دیافراگم، دهانه | فضای منفی نیمه محصور و تا حدودی گرد در برخی حروف مانند n، C، S، قسمت پایینی e یا قسمت بالایی یک a دو طبقه |
Apex | قله | نقطه ای در بالای یک حرف که دو خط به هم می رسند، به عنوان مثال در حرف A (به بالاترین نقطه انحنای حروفی مثل n نیز گفته میشود) |
Arm | بازو | قسمتی مستقیم یا منحنی از یک حرف است که به سمت بالا یا بیرون کشیده میشود، در یک انتها متصل و در انتهای دیگر آزاد است.(تقریبا برعکس ران leg ، در حروف k و T وجود دارد) |
Ascender | بخش پایین رونده | بخشی از حروف که به سمت پایین خط پایه حرکت میکنند (در حروف پایین رونده مثل j و g ) |
Ascender Line | خط فراز | خطی که حروف بالارونده (مثل h و b) تا آنجا بالا میروند. |
Ascenders | حروف بالارونده | حروف l,h,k,b,f که بخشی از آن ها بالاتر از خط میانه است. |
Axis | محور | محور بخش اصلی حروف است که باید همراستا با زاویه خط باشد. |
Ball (Terminal) | پایانه گلوله ای | در برخی فونت ها به پایانه هایی گفته میشود که شبیه یک دایره توپر هستند |
Banner | بنر | به بخشی از حروف بزرگ گوتیک گفته میشود که به بالا و سمت چپ برخی حروف مثل B اضافه میشوند |
Barb | نیش | یک سریف (سرکش) نوک تیز بر روی برخی از خطوط منحنی. به عنوان مثال، در حروف C و G (تقریبا شبیه به پایانه منقاری شکل است) |
Base Line | خط پایه | خطی که اکثر حروف بر روی آن قرار میگیرند. |
Beak (Terminal) | پایانه منقاری | در برخی سبک ها به پایان حروفی مثل s یا گوشه و بالای حرف T که شبیه به منقار است گفته میشود |
Blob | حباب | متضاد خط تیز است که در پایان حروف برخی از سبک های خوشنویسی مثل گوتیک و ایتالیک اضافه میشود. بهتر است خط پایانی حروف تیز باشد نه حبابی شکل |
Border | حاشیه، کادر | طرحی ساده و یا تزئینی که در اطراف نوشته و یا یک یا چند وجه آن اضافه میشود |
Bowl | کاسه | حرکتی است که یک فضای منحنی محصور ایجاد میکند، مانند حروف d، b، o، D و B. |
Cap(Capital) Height | ارتفاع حروف بزرگ | ارتفاع حروف بزرگ سبک نوشتاری مشابه را اندازه میگیرد |
Capital Letters | حروف بزرگ | حروف بزرگ الفبا |
Character | کاراکتر | هر چیزی که فضایی را در یک نوشته اشغال کند (شامل حروف، اعداد، علائم و حتی فاصله) |
Collide | به هم خوردن | محلی که دو حرف به یکدیگر برخورد کنند |
Counter | فضای محصور | فضای محصور در حروفی مانند B، d، e و o. |
Crossbar | خط عرضی | حرکت افقی در حروفی مانند t و F. |
Crotch | فاق | یک زاویه تند داخلی که در آن دو حرکت به هم میرسند.(مثلا در حرف Y) |
Curved Stroke | خطوط منحنی | هر حرکتی که صاف نباشد و دارای انحنا باشد |
Descender | بخش بالارونده | بخشی از حروف که به سمت بالای خط میانه حرکت میکنند (در حروف بالا رونده مثل h و b ) |
Descender Line | خط فرود | خطی که حروف پایین رونده (مثل j و y) تا آنجا پایین میروند. |
Descenders | حروف پایین رونده | حروف f,g,j,p,q,y,z که بخشی از آن ها پایین تر از خط پایه است. (البته حرف z در برخی سبک ها بین خطوط پایه و میانه است و به عنوان حرکت پایین رونده محسوب نمیشود) |
Diamond | الماس | به نقطه مربعی شکل گفته میشود که بخشی از حروف گوتیک است و یا به عنوان حرکت تزئینی استفاده میشود |
Down Stroke | حرکات پایینرونده | حرکاتی که به سمت پایین حرکت میکنند (در سبکهایی مثل کاپرپلیت و براش کالیگرافی با فشار قلم همراه هستند) |
Ear | گوش | خط کوچکی است که از حرف کوچک g در برخی از سبکهای حروف به سمت بیرون کشیده میشود. |
Entrance Stroke | حرکت آغازین | حرکتی که حروف با آن شروع میشوند |
Exit Stroke | حرکت پایانی | حرکت پایانی حروف معمولا در سبک های پیوسته (که معمولا برای اتصال باید به سمت بالا حرکت کند) |
Eye | چشم | فضای توخالی در حرف e |
Filled-In Dot | نقطه توپر | در برخی حروف سبک های خوشنویسی مثل کاپرپلیت وجود دارد (مثل o,v,b,w ) |
Final (Terminal) | پایانه فاینال | به پایانه ای که شکل خاصی ندارد (پایانه ای که قطره ای، گلوله ای و منقاری نباشد) |
Flag | پرچم | حرکت افقی در عدد 5. |
Foot | پا | بخش پایینی حروفی مثل h که معمولا یا به صورت افقی و یا منحنی اضافه میشود (معمولا در سبک گوتیک و ایتالیک) |
Gap | فاصله | در تایپوگرافی به انواع فاصله گفته میشود |
Glyph | گلیف | نمایش بصری یک کاراکتر است، مانند یک حرف، عدد یا علامت نقطه گذاری (یعنی فاصله شامل نمیشود). |
Hackle | یال | حرکت تزئینی کوچک که به برخی حروف (معمولا حروف بزرگ) سبک گوتیک و ایتالیک اضافه میشود |
Hairline | خط بسیار نازک (ظرافت) | نازک ترین خط یک حرف یا حرکت |
Hook | قلاب | خط منحنی و بیرون زده در پایانه حرف f (در حرف j و J نیز ممکن است باشد ) |
Horizontal Foot | پای افقی | بخش پایینی حروفی مثل h که به صورت افقی اضافه میشود (معمولا در سبک گوتیک و ایتالیک) |
Horizontal Stroke | حرکت افقی | حرکتی که در راستای خطوط افقی کشیده میشود |
Inline | اینلاین | سبک حروفی که یک خط در وسط آن ها قرار دارد |
Inner-Letter Space | فضای درونی حروف | فضایی که در نواحی داخلی حرف تشکیل میشود |
Inter-Letter Space | فضای بیرونی حرف | فضایی که در اطراف حرف تشکیل میشود |
Interlinear Space | فاصله بین خطوط | فاصله بین خطوط نوشته (عناوین دیگر line spacing و x-space) |
Interspace | فاصله بین حروف | فاصله بین حروف یک کلمه (عنوان دیگرinterliteral space) |
Joint | نقطه اتصال | نقطه ای که حرکت به ساقه و بخش اصلی حرف می پیوندد. |
Kerning | کرنینگ | فضای بین دو حرف مجزا است و به ایجاد تعادل بهتر بین حروف کمک میکند. |
Leading | ارتفاع (فاصله بین سطور) | به فضای بین خطوط گفته میشود که اگر آن را تغییر دهیم ارتفاع پاراگراف تغییر میکند |
Leg | ران | به بخش پایانی حروف R و K گفته میشود که به سمت راست و پایین حرکت میکنند به طوری که ابتدای آن به حرف متصل است و انتهای آن آزاد می باشد |
Letter Shape | شکل حرف | همان letterform است |
Letter Slant | زاویه خط | همان letter angle است |
Letter Structure | ساختار حروف | به ساختار و اسکلت کلی حروف گفته میشود |
Ligature | لیگاتور | زمانی که دو حرف با یکدیگر ترکیب می شوند و ظاهر آنها تغییر میکند. |
Loop | حلقه | بخشی از یک حرکت که دوباره به خود می پیوندد یا از روی خود عبور میکند. |
Loose | کشیده (فاصله کلمات یک متن) | هنگامی که فاصله بین حروف زیاد باشد و گویی متن کش آمده است |
Lowercase Letters | حروف کوچک | حروف کوچک |
Lower-Case Letters | حروف کوچک | حروف کوچک الفبا |
Majuscules | حروف بزرگ | همان small letters است |
Minuscules | حروف کوچک | همان capital letters است |
Neck(Link) | گردن | حرکتی است که کاسه و حلقه حرف g کوچک دو طبقه را به هم وصل میکند. |
Nib Width | عرض نوک فلزی | هر نوک فلزی سر تختی دارای عرض مشخصی است که به آن عرض نوک فلزی میگویند |
Open Counter | فضای باز | فضای باز در حروف |
Overhang | اویزه | به پایین ترین بخش حروفی مثل V و W میگویند که کمی از بدنه حرف آویزان شده است |
Overlap | تداخل داشتن | هنگامی که دو یا چند حرف با یکدیگر تداخل پیدا میکنند و بخشی از آن ها به فضای دیگری وارد میشوند |
Overturn | دور فوقانی | خط منحنی که از پایین به سمت بالا حرکت میکند، دور میزنید و مجدد به سمت پایین میرود |
Pen Width | ضخامت قلم | اندازه عرضی نوک فلزی سرتخت را مشخص میکند |
Serif | سریف، سرکش | یک حرکت کوچک است که در انتهای خطوط عمودی و افقی اصلی برخی از حروف اضافه میشود. همچنین به سبک حروفی گفته میشود که معمولا سبک قدیمی دارند و در آن ها سرکش دیده میشود |
Shoulder | شانه | بخشی از حورفی مثل m، n و h که به سمت پایین و راست منحنی میشود. |
Slant Lines | خطوط مورب | خطوط راهنمای مورب که برای خوشنویسی سبک هایی مثل کاپرپلیت و ایتالیک استفاده میشود |
Space | فاصله | به فاصله های مختلف میتواند اطلاق شود (مثل فاصله بین حروف، بین کلمات و بین خطوط یک نوشته) |
Spine | ستون | قسمت اصلی و منحنی حرف s. |
Spur | سیخک | یک برآمدگی کوچک است که در بعضی از حروف G از حرکت اصلی بیرون میزند |
Starting Stroke | حرکت آغازین | حرکتی که حروف کوچک برخی از سبک های خوشنویسی با آن آغاز میشوند و معمولا خط نازک هستند |
Stem | تنه (ساقه) | بخش اصلی و بدنه حروف (معمولا ضخیمترین بخش حروف). |
Stress | استرس | بخشی از حرکات دارای انحنا که ضخیم ترین بخش های آن را شامل میشود (مثلا در حرف C) |
Stroke | خط، حرکت | به اجزای تشکیل دهنده تمامی حروف گفته میشود. هر حرف از یک الی چند حرکت مختلف تشکیل میشود |
Swash | حرکت تزئینی | یک سری حرکات تزئینی که معمولا در ابتدای حروف بزرگ اضافه میشود. همچنین میتواند به حرکات آغازین و پایانی حروف و کلمات نیز اضافه شود. این حرکات تزئینی بخشی از فلوریشینگ محسوب میشوند که جزئی از حروف به حساب میآیند و فلوریش ممکن است در اطراف متن و نوشته نیز اضافه شود و ضرورتا جزئی از متن نیست، اما با این وجود کلمه swash و flourish به جای همدیگر ممکن است به کار روند. |
Tail | دم | معمولا به حرکت رو به زیر Q گفته میشود. بخش پایینی حروف کوچک g، j، p، q و y نیز گاهی اوقات دم نامیده میشوند. |
Teardrop (Terminal) | پایانه قطره ای | در برخی فونت ها به پایانه هایی گفته میشود که به شکل قطره می باشند |
Terminal | پایانه | اگر حرفی سریف (سرکش) نداشته باشد انتهای آن را پایانه میگویند. انواع مختلف پایانه شامل final,teardrop,beak,ball میشود |
Thick Stroke | ضخامت (قوت) | خطوطی که دارای خط ضخیم هستند و معمولا با افزایش فشار به قلم ایجاد میشوند |
Thin Stroke | ظرافت (ضعف) | خطوط که دارای خط نازک هستند و معمولا بدون فشار قلم ایجاد میشوند |
Tight | فشرده (فاصله کلمات یک متن) | هنگامی که فاصله بین حروف کم باشد و متن گویی فشرده شده است |
Tittle | نقطه | به نقطه حروف i و j گفته میشود |
Tongue | زبان | در برخی از سبک های خوشنویسی (اکثرا گوتیک و ایتالیک) در وسط حرف e اضافه میشود و معمولا به صورت تمام افقی و یا افقی با پایان رو به بالا است |
Tracking | کشیدگی (فاصله بین حروف) | به تمامی فضاهای بین حروف یک کلمه گفته میشود.امکان تغییر کشیدگی به جا دادن حروف بیشتر در فضای کوچک و یا پخش حروف درفضای تنگ کمک میکند. یک خوشنویسی حرفه ای میتواند طبق فضایی که دارد کشیدگی کلمات را طوری تنظیم کند که در یک نگاه متن چیدمان شده به نظر برسد |
Turned Foot | پای منحنی | بخش پایینی حروفی مثل h که به صورت منحنی اضافه میشود (معمولا در سبک گوتیک و ایتالیک) |
Typography | تایپوگرافی | هنر طراحی و چینش حروف برای نمایش بصری |
Underturn | دور تحتانی | خط منحنی که از بالا به سمت پایین حرکت میکند، دور میزنید و مجدد به سمت بالا میرود |
Up Stroke (Upright Strokes) | حرکات بالارونده | حرکاتی که به سمت بالا حرکت میکنند.(معمولا خط ظریف و نازک هستند) |
Uppercase Letters | حروف بزرگ | حروف بزرگ |
Vertex | دره | نقطه ای در پایین یک حرف که دو خط به هم می رسند، به عنوان مثال در حرف V و W (به پایین ترین نقطه انحنای حروفی مثل u نیز گفته میشود) |
Vertical Stroke | حرکت عمودی | حرکتی که عمود بر خطوط افقی کشیده میشود |
Waist Line | خط میانه | خطی که ارتفاع مقیاس خوشنویسی را نشان میدهد. (مقیاس خوشنویسی= فاصله بین خطوط پایه و میانه) |
Weight | وزن | وزن چیزی است که به فاصله حروف مربوط میشود و میزان فاصله بین حروف را به شما می گوید. همچنین به میزان ضخامت و یا درهم تندیگی خطوط نیز گفته میشود |
X-Height (Body Height) | ارتفاع حرف x | به ارتفاع حرف x گفته میشود که مقیاس خوشنویسی تمام یک متن و نوشته را اندازه میگیرد. در واقع حرف x نماینده تمامی حروفی است که بین خطوط پایه و میانه قرار دارند |
لطفا به تصاویر اجزای تایپوگرافی توجه بفرمایید:
امیدوارم این مطلب برایتان مفید بوده باشد. لطفا اگر ترجمه بهتری از عناوین تایپوگرافی دارید آن را با ما در میان بگذارید تا سریعا آن را جایگزین کنیم.