322 ضرب المثل و اصطلاح انگلیسی با ترجمه و معادل فارسی
در این پست بیش از 300 ضرب المثل و اصطلاح معروف انگلیسی برای شما عزیزان جمع آوری شده است. هر یک از این ضرب المثل ها همراه با ترجمه و یا معادل فارسی هستند که کمک میکند مفهوم و کاربرد آن ها را بهتر و سریع تر بدانیم. شما میتوانید از این ضرب المثل های انگلیسی در مکالمات روزمره خود و همچنین به عنوان متن پیشنهادی برای خوشنویسی انگلیسی استفاده کنید. بسیاری از این ضرب المثل های انگلیسی دارای معانی عمیق و تاثیرگذار هستند و نحوه درست زیستن را به ما آموزش میدهند. موضوع این ضرب المثل ها اکثرا حقایق زندگی، انگیزشی و الهام بخش است. امیدوارم از این جملات و ضرب المثل های زیبای انگلیسی لذت ببرید.
(لطفا در صورتی که پیشنهاد بهتری برای ترجمه و معادل فارسی ضرب المثل ها و اصلاح ها دارید حتما به ما اطلاع دهید و یا زیر این پست کامنت کنید)
| متن انگلیسی | ترجمه و یا معادل فارسی |
| A bad penny always comes back | مال بد بیخ ریش صاحبش |
| A bird in the hand is worth two in the bush. | سرکه نقد به از حلوای نسیه. |
| A burnt child, dreads the fire. | مار گزیده از ریسمون سیاه و سفید میترسه. |
| A cat may look at a king. | به اسب شاه گفته یابو. |
| A chain is no stronger than its weakest link. | ترس برادر مرگ است. |
| A creaking door hangs longest. | اجلبرگشته میمیرد نه بیمار سخت. |
| A fish rots from the head down | آب از سرچشمه گلآلود است. |
| A fool and his money are easily parted. | تا ابله در جهانه، مفلس درنمیماند |
| A fox smells its own lair first. and A fox smells its own stink first. | چوب را که بلند کنی، گربه دزده فرار میکند |
| A friend in need is a friend indeed. | دوست آن باشد که گیرد دست دوست، در پریشانحالی و درماندگی |
| A good beginning makes a good ending. | سالی که نکوست از بهارش پیداست. |
| A good man in an evil society seems the greatest villain of all. | با بدان منشین که صحبت بد/گرچه پاکی تو را پلید کند/آفتابی بدین بزرگی را/پارهای ابر ناپدید کند |
| A jack of all trades is master of none. | همهکاره و هیچکاره. |
| A journey of a thousand miles begins with a single step | قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود |
| A leopard can’t change its spots. | ز ناپاک زاده مدارید امید که زنگی به شستن نگردد سپید / عاقبت گرگ زاده گرگ شود. |
| A lie can be halfway around the world before the truth gets its boots on. | حقیقت تا چکمههایش را بپوشد، دروغ نیمی از جهان را دور زدهاست. منسوب به وینستون چرچیل |
| A lie has no legs. | دروغگو تا در خانهاش. |
| A little knowledge is a dangerous thing. | نیمطبیب خطر جان، نیمفقیه خطر ایمان |
| A miss by an inch is a miss by a mile. | آب که از سر گذشت چه یکوجب چه صد وجب |
| A penny saved is a penny earned. | قطره قطره است وانگهی دریا |
| A person is known by the company he keeps. | تو اول بگو با کیان دوستی، پسآنگه بگویم که تو کیستی سعدی |
| A picture is worth a thousand words. | زلیخا گفتن و یوسف شنیدن، شنیدن کی بود مانند دیدن |
| A poor workman blames his tools | عروس نمیتونه برقصه، میگه زمین کجه |
| A pot of milk is ruined by a drop of poison. | یک بز گر همه گله را گر میکند |
| A rolling stone gathers no moss | بر سنگ گردان نروید نَبات |
| A sound mind in a sound body. | عقل سالم در بدن سالم است |
| A stitch in time saves nine | جلوی ضرر را هر موقع بگیری منفعت است. / علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد |
| A watched kettle (pot) never boils. | اگر خودم بالای سرش بودم پسر میزایید / دیگی که به آن نگاه بکنند هرگز نمی جوشد. |
| A woman needs a man like a fish needs a bicycle. | یک زن به مرد همانقدر محتاج است که یک ماهی به دوچرخه (طنز) |
| A woman’s work is never done. | کار کدبانو (کار منزل) تمامشدنی نیست |
| A word before is worth two after. | جنگ اول به از صلح آخر. |
| A word is enough to the wise | عاقلان را اشارتی بس است. |
| A word spoken is past recalling. | تیری که رها شد به چله بازنگردد |
| A word to the wise is enough | در خانه اگر کس است، یک حرف بس است |
| A Younger idler, an old beggar | جوان بیکار امروز، گدای پیر فرداست./ در جوانی کار کن تا در پیری گدایی نکنی. |
| Absence makes the heart grow fonder | دوری دلها را به هم نزدیک میکند/دوری و دوستی |
| Actions speak louder than words. | دو صد گفته چون نیم کردار نیست. |
| Add fuel to the fire | آتیش بیار معرکه |
| Advice when most needed is least heeded. | هرجا که پند و اندرز لازم آید، کمتر گوش شنوا است |
| After a storm comes a calm. | پس از طوفان، آرامش گسترده میگردد. |
| After death, the doctor. | نوشدارو بعد از مرگ سهراب. |
| After dinner sit a while, after supper walk a mile. | بعد از نهار کمی استراحت کنید، بعد از شام یک کیلومتر راه بروید. |
| After storm comes calms | آرامش قبل از طوفان |
| All abroad and nothing at home. | جیب خالی، پز عالی. |
| All cats love fish but hate to get their paws wet. | نابرده رنج، گنج میسر نمیشود؛ مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد! |
| All flowers are not in one garland. | گل بیعلت و بیعیب خداست پروین اعتصامی |
| All frills and no knickers. | هرچه داره ببر داره، به خونه دست خر داره |
| All roads lead to Rome | به هرجا بری آسمان همین رنگه |
| All that glisters is not gold. | هر گردی گردو نیست / هرچه میدرخشد طلا نیست |
| All things come to he who waits. | گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی |
| All’s fair in love and war. | در عشق و جنگ، انجام هرکاری روا است |
| All’s well that ends well | ختم به خیر شدن/شاهنامه آخرش خوش است |
| Always have two strings to your bow. | کار از محکمکاری عیب نمیکنه. |
| An apple a day keeps the doctor away. | خوردن یکعدد سیب در روز، شما را از مراجعه به دکتر بینیاز میکند |
| An eye for an eye and a tooth for a tooth. | چشم در برابر چشم و دندان در برابر دندان |
| An ounce of prevention is worth a pound of cure. | پیشگیری بهتر از درمان است |
| Another day, another dollar | روز از نو، روزی از نو |
| April showers bring May flowers. | رنج امروز باعث آسایش فردا است |
| As gentle as a lamb | مثل یک بره رامه. |
| As sly as a fox | مکار مثل روباه |
| As you make your bed, so you must lie in it. | آش کشک خالته، بخوری پاته نخوری پاته / خودکرده را تدبیر نیست / خودم کردم که لعنت بر خودم باد. |
| As you sow, so shall you reap. | هرچه بکاری، همان بدروی / چو جو کاشتی، جو حاصل آید |
| Ask and you shall receive. | پرسان پرسان میروند هندوستان |
| Ask much to have a little. | به مرگ بگیر تا به تب راضی بشه. |
| Bargain is bargain | حساب حساب است، کاکا برادر |
| Barking dogs seldom bite | سگی که واق واق میکنه، گاز نمی گیره / از آن نترس کههای و هو دارد، از آن بترس که سر بتو دارد / سنگ بزرگ علامت نزدنه. |
| Barking Up the Wrong Tree | این قبری که بالای سرش گریه میکنی توش مرده ای وجود نداره! |
| Be builds castles in the air | او تصورات واهی در سر دارد. |
| Be careful what you wish for, you might just get it. | هرچه برای خود میپسندی، برای دیگران بپسند / چاه کن همیشه جاش ته چاست |
| Beauty is in the eye of the beholder. | علف باید به دهن بزی شیرین بیاد. / زیبایی در چشم بیننده است |
| Beauty is only skin deep. | صورت زیبای آدم هیچ نیست، ای برادر سیرت زیبا بیار. |
| Beggars can’t be choosers | در بیابان لنگه کفش غنیمت است |
| Believe only half of what you see and nothing you hear | شنونده باید عاقل باشد. |
| Better be alone than in bad company. | دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد |
| Better late than never. | دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است. |
| Better safe than sorry | کار از محکمکاری عیب نمیکند / چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی |
| Better to be thought a fool, than to open your mouth and remove all doubt. | پستهٔ بی مغز چون لب واکند رسوا شود / تا مرد سخن نگفته باشد، عيب و هنرش نهفته باشد |
| Birds of a feather flock together | کبوتر با کبوتر باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز. |
| Bite off more than you can chew | لقمه ی بزرگتر از دهن |
| Bitter pills may have blessed effects. | داروی تلخ شفابخشتر است |
| Blood is thicker than water. | اول خویش، سپس درویش / چراغی را که به خانه رواست، به مسجد حرام است |
| Blood will out. | خون به ناحق ریخته پایمال نمیشود. |
| Brain is better than brawn. | عقل، بهتر از زور بازو است |
| Breakfast like a king, lunch like a prince, dine like a pauper. | صبحانه را تنها، ناهار را با دوستان و شام را با دشمنت صرف کن |
| Burnt child dreads the fire | مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد |
| Can’t live with them, can’t live without them | نه تاب دوری و نه تاب دیدار |
| Charity begins at home | چراغی که به منزل رواست به مسجد حرام است. |
| Cleanliness is next to Godliness | پاکیزگی نشانه ایمان است |
| Close but no cigar | خوب گفتی، ولی نه آنچه باید می گفتی |
| Clothes don’t make the man. | آدم را به جامه نشناسند |
| Count your chickens before they’re hatched | جوجه رو آخر پاییز می شمارند. |
| Cross the stream where it is the shallowest. | بیگدار به آب زدن |
| Curiosity killed the cat | فضول را بردند جهنم گفت هیزمش تر است/فضولی موقوف/سرت توی کار خودت باشد / کنجکاوی زیاد سر آدم رو به باد میده. |
| Cut your coat according to your cloth | پایت را به اندازه گلیمت دراز کن. |
| Dance to a person’s tune | به ساز کسی رقصیدن |
| Delays are dangerous. | کار امروز را به فردا مَیَفکَن. |
| Divide and rule | تفرقه بینداز و حکومت کن. |
| Don’t bite off more than you can chew. | لقمهی گندهتر از دهنت برندار. |
| Don’t bite the hand that feeds you | نمک خوردی نمکدان مشکن |
| Don’t change horses in midstream. | وسط دعوا نرخ تعیین نکن |
| Don’t cross a bridge until you come to it. | چو فردا رسد فکر فردا کنیم |
| Don’t cry over spilled milk. | آبی که ریخته دیگه جمع نمیشه. |
| Don’t judge a book by its cover. | کسی رو از روی ظاهر قضاوت نکن. |
| Don’t judge a man until you’ve walked a mile in his shoes. | تا با کفشهای کسی راه نرفتیم، راه رفتنشو قضاوت نکن. |
| Don’t look a gift horse in the mouth. | دندون اسب پیشکشی را نمیشمردند. |
| Don’t make a mountain out of a molehill. | از کاه، کوه نساز |
| Don’t polish his apple. | چاپلوسی نکن |
| Don’t put all your eggs in one basket. | همه تخم مرغهات رو تو یک سبد نذار. |
| Don’t put off for tomorrow what you can do today. | کار امروز به فردا میفکن. |
| Don’t put the cart before the horse. | سرنا را از سر گشادش نمیزنند |
| Don’t spit into the wind. | مثل تف سر بالا میمونه |
| Don’t take the bait. | با طنابِ آنها به چاه نیفت. |
| Dreams go by contraries | وارونه شود هر آنچه در خواب آید/خواب ظن چپ است |
| Eagles don’t catch flies | شاهین حشره شکار نمیکنه |
| Early to bed, early to rise, makes a man healthy, wealthy and wise | سحر خیز باش تا کامروا شوی. |
| East, west, home’s best | هیچ جا خونه خود آدم نمیشه |
| Easy comes,easy goes | باد آورده را باد می برد |
| Every cloud has a silver lining | در نا امیدی بسی امید است، پایان شب سیه سپید است. |
| Every dog has its day | ما هم خدایی داریم، یک روز بالاخره نوبت ما هم میشود |
| Every man has a price | هر کسی یه قیمتی داره |
| Every man is the architect of his own fortune. | هر كس معمار طالع خويش است. |
| Everyone is in the same boat. | تر و خشک با هم میسوزن. |
| Eyes always tell the truth | چشمهاى آدمها ، هميشه حقيقت رو ميگن. |
| Faith will move mountains. | ایمان کوهها را جابهجا میکند. |
| Fall seven times and stand up eight | هفت بار زمين بخور اما هشت بار به پا خيز. |
| Fight like cat and dog | مثل سگ و گربه به جون هم افتادن |
| First catch your hare, then cook him | مرغی که در هواست نباید به سیخ کشید |
| First come, first served | آسیاب به نوبت. |
| Fish in troubled waters. | از آب گلآلود ماهی گرفتن |
| Fortune favors the bold. | موفقیت با شجاعان است. |
| God helps those who help themselves | از تو حرکت از خدا برکت. |
| Good things come to those who wait. | گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی. |
| Great minds think alike. | آدم های بزرگ مثل هم فکر می کنند. |
| Half a loaf is better than none. | کاچی به از هیچی |
| Harp on one string. | پا توی یه کفش کردن. |
| Haste is from devil | عجله کار شیطان است. |
| Haste makes waste. | عجله کار شیطان است. |
| Hawks will not pick out hawks’ eyes. | چاقو دستهٔ خود را نمیبُرَد. |
| He beats a dead horse | آب در هاون کوبیدن |
| He builds castles in the air | او خیالات خام در سر دارد |
| He is made of money | اون بچه مایه داره |
| He is on his last leg | پایش لب گور است. |
| He robs his belly to cover his back | با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته. |
| He that will steal an egg will steal an ox. | تخممرغدزد شتر دزد میشود. |
| He who lives by the sword shall die by the sword. | چاه مکن بهر کسی، اول خودت دوم کسی. |
| His bread is buttered on both sides | نانش در روغن است |
| His days are numbered. | پیمانهاش پر شده. |
| Honesty is the best policy | صداقت بهترین سیاست است. |
| I am scraping the bottom of the barrel. | کفگیرم به ته دیگ خورده. |
| I’ll cook your goose | آشی برات بپزم یه وجب روغن روش باشه. |
| If the shoe fits, wear it. | حرف حق جواب نداره. |
| It ain’t over till the fat lady sings | جوجه را آخر پاییز میشمارند. |
| It takes two to tango. | یه دست صدا نداره. |
| It’s a piece of cake. | این کار مثل آب خوردن است. |
| It’s easy to be wise after the event | معما چو حل گشت آسان شود |
| It’s never too late to mend | جلوی ضرر را هر موقع بگیری منفعت است/ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است |
| It’s no use crying over spilled milk | آب رفته به جوی باز نمیگردد / آب ریخته شده را نمیتوان جمع کرد |
| It’s not over till it’s over | جوجه را اخر پایین میشمارند |
| Keep a thing seven years and you will always find a use for it. | هر چیز که خوار آید یکروز به کار آید |
| Keep an eye on her | چشمت بهش باشه |
| Kill two birds with one stone. | با یک تیر دو نشان زدن! |
| Knowledge is power | توانا بود هر که دانا بود. |
| Laughter is the best medicine. | خنده بر هر درد بیدرمان دواست. |
| Learn to walk before you run. | غوره نشده، میخواد مَویز شه. |
| Let’s get the ball rolling | کار رو روی غلطک انداختن |
| Lie down with dogs, wake up with fleas. | پسر نوح با بَدان بنشست خاندان نبوّتش گم شد سگ اصحاب کهف روزی چند پیِ نیکان گرفت و مردم شد |
| Light come, light go. | باد آورده رو باد میبره. |
| Like a duck in thunderstorm | مثل خر در گل مانده |
| Like father like son. | پسر کاو ندارد نشان از پدر |
| Little by little and bit by bit | قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود |
| Long absent, soon forgotten. | از دل برود هر آن که از دیده برفت |
| Look before you leap | بیگدار به آب نزن / اول چاه را بکن، بعد منار را بدزد / هر که اول بنگرد پایان کار اندر آخر او نگردد شرمسار. |
| Love is blind. | عشق کور است |
| Love is full of troubles | عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد. |
| Make hay while the sun shines. | ای که دستت میرسد کاری بکن پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار |
| Make love not war. | تا توانی دلی بدست آور دلشکستن هنر نمیباشد. |
| Many a little make a mickle | قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود |
| Many hands make light work | یک دست صدا ندارد |
| Milk the ram | آب در هاون سائیدن |
| Mind your own business | سرت به کار خودت باشد |
| Money doesn’t grow on the tree | من روی گنج ننشسته ام / پول علف خرس نیست |
| More haste, less speed. | عجله کار شیطان است. / رهرو آنست که آهسته و پیوست رَوَد. |
| Much coin, much care. | هر که بامش بیش، برفش بیشتر. |
| Necessity is the mother of invention | احتیاج مادر اختراع است |
| Never look a gift horse in the mouth | دندون اسب پیشکشی رو نمیشمرند. |
| Never test the depth of the water with both feet | هرگز عمق رودخانه را با هر دو پا نسنج |
| No news is good news. | بیخبری خوش خبریست |
| No pain, No gain | نابرده رنج گنج میسر نمی شود! |
| No use crying over spilt milk | آب ریخته شده به کوزه بر نمیگردد |
| Nothing hurts like the truth | حقیقت تلخ است. |
| Nothing in the world smells as good as the person you love | هيچ چيز در جهان به خوبيِ بويِ کسي که دوستش داري نيست. |
| Nothing ventured, nothing gained | نابرده رنج گنج میسر نمیشود. |
| Old habits die hard. | ترک عادت موجب مرض است. |
| Once bitten, twice shy. | مار گزیده از ریسمون سیاهوسفید میترسه |
| One man’s junk is another man’s treasure | زباله یک فرد گنج فرد دیگری است |
| One shouldn’t miss the forest for the trees | در جزئیات غرق شدن و تصویر کلی را ندیدن |
| One swallow doesn’t make summer. | با یه گل بهار نمیشه! |
| Out of sight, out of mind. | از دل برود هر آنکه از دیده رود. |
| Out of the frying pan and into the fire. | از چاله درآمدن و در چاه افتادن |
| Practice makes perfect. | کار نیکو کردن از پر کردن است. |
| Practice what you preach | حرف و عملت باید یکی باشد |
| Prevention is better than cure. | پیشگیری بهتر از درمان است. / علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد. |
| Rome was not built in a day | گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی / یکشبه ره صدساله نتوان رفت |
| See no evil, hear no evil, speak no evil. | شتر دیدی، ندیدی. |
| Seeing is believing | شنیدن کی بود مانند دیدن |
| Seeking water in the sea. | آب در کوزه و ما تشنهلبان میگردیم. |
| She had a black out | چشماش سیاهی رفت / غش کرد |
| She killed two birds with one stone | با یک تیر دو نشون زدن |
| Slow and steady wins the race. | رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود |
| Spare the rod and spoil the child | تا نباشد چوب تر، فرمان نبرد گاو و خر. |
| Still waters are the deepest. | آب هرچه عمیقتر، آرامتر. / درخت هرچه پربارتر، سربهزیرتر. |
| Still waters run deep. | فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه. |
| Strike while the iron is hot | تا تنور داغ است نان را بچسبان |
| Take a chance while it is available | شانس یکبار در خونه آدم رو میزنه |
| The apple doesn’t fall far from the tree. | میوه دور از درختش نمیفته. / پسر کو ندارد نشان از پدر / تره به تخمش میره |
| The ball is in your court | توپ توی زمین تو است. |
| The best is the enemy of the good | طمع بسیار صید از چنگ بیرون برد |
| The best way to get even is to forget | در عفو لذتی است که در انتقام نیست |
| The bigger they are, the harder they fall | لاجرم هر کس که بالاتر نشست، استخوانش سختتر خواهد شکست |
| The blind leading the blind | کوری عصاکش کوری دگر شود/خفته را خفته کی کند بیدار |
| The cat dreams of mice | شتر در خواب بیند پنبه دانه. |
| The darkest hour is just before dawn | پایان شب سیه سپید است |
| The early bird catches the worm. | سحرخیز باش تا کامروا شوی. |
| The first step is always the hardest. | اولین قدم همیشه سختترین قدمه. |
| The grass is always greener on the other side of the fence. | مرغ همسایه غازه. |
| The mills of God grind slowly | چوب خدا صدا ندارد. |
| The pen is mightier than the sword | قلم بر شمشیر پیروز است |
| The pitcher will go to the wall once too often | یه بار جستی ملخک، دو بار جستی ملخک، آخر به دستی ملخک |
| The pot calling the kettle black | دیگ به دیگ میگه روت سیاه. |
| The proof of the pudding is in the eating. | مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار گوید. |
| The shoemaker’s wife goes the worst shod | کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد |
| The sky will not fall in. | آب از آب تکان نخواهد خورد. |
| The squeaky wheel gets the grease | تا نگرید طفل، کی نوشد لبن |
| The start of a journey should never be mistaken for success. | قدم اوّلْ قدم آخر نیست |
| There is no place like home. | هیچجا خونهی آدم نمیشه. |
| There is no smoke without fire | تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها |
| There’s always a calm before a storm. | آرامشِ قبل از طوفان |
| There’s no accounting for taste | سلیقه دلیل نمیخواد |
| Think before you speak. | سخن را سنجیده بزن |
| This too, shall pass. | این نیز بگذرد |
| Time flies when you’re having a good time. | خوش بگذره، زود میگذره |
| Time is money. | وقت طلاست |
| To beat a dead horse. | آب تو هاون کوبیدن. |
| To bite a file | آب در هاون کوبیدن |
| To bite off more than you can chew | لقمه بزرگتر از دهان برداشتن |
| To carry coals to Newcastle | زیره به کرمان بردن |
| To dance to a person’s tune | به ساز کسی رقصیدن |
| To each his own. | عیسی به دینش، موسی به دینش |
| To fall from the frying pan into the fire | از چاه درآمدن و در چاله افتادن |
| To get out of bed on the wrong side | از دنده چپ برخاستن |
| To go with the stream | همرنگ جماعت شدن |
| To have a finger in every pie. | نخود هر آشی شدن |
| To kill two birds with one stone | با یک تیر دو نشان زدن |
| To move heaven and Earth | آسمان را به زمین دوختن |
| To run with the hare and hunt with the hounds | یکی به میخ و یکی به نعل زدن |
| Tomorrow is another day | فردا هم روز خداست |
| Too many cooks spoil the broth | آشپز که دو تا شد، غذا یا شور میشود، یا بینمک |
| Two heads are better than one | یک دست صدا ندارد |
| Variety is the spice of life. | تنوع چاشنی زندگی است |
| Waste not, want not | نه خود خورد نه کس دهد، گنده کند به سگ دهد. |
| What doesn’t kill you, makes you stronger. | آنچه تو را نکشد، قوی ترت میکند |
| What goes around comes around. | از هر دست بدی، از همون دست میگیری. |
| What is past, is past. | گذشتهها گذشته |
| Whatever happens is for the best | هر چه پیش آید خوش آید. |
| When hell freezes over | وقت گل نی |
| When in doubt, do nothing | روزهی شکدار نگیر. |
| When in Rome, do as the Romans do. | خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو. |
| When it rains, it pours | چو بد آید هر چه آید بد شود. |
| When money speaks, the truth remains silent. | وقتی پول حرف میزنه، حقیقت سکوت میکنه. |
| When pigs fly | وقت گل نی |
| When the cat’s away, the mice will play. | ماه درخشنده چو پنهان شود ، شب پره بازیگر میدان شود. |
| When the dust has settled. | وقتی آبا از آسیاب افتاد. |
| When the going gets tough, the tough get going. | ارزش انسان ها در هنگام سختی معلوم می شود. |
| When there is a will, there is a way | خواستن توانستن است. |
| Where one door shuts, another opens. | خدا گر ز حکمت ببندد دری گشاید ز رحمت در دیگری |
| While there is a while there is a hope | تا زندگی هست امید هست. |
| Years teach us more than books | سالها بیشتر از کتابها به ما درس می دهند. |
| You are a backseat driver. | کنار گود نشسته میگی لنگش کن. |
| You are responsible for you | هر کس ضامن دوزخ و بهشت خویش است / هر کسی رو تو گور خودش میزارن |
| You are scraping the bottom of the barrel. | ملاقات به ته دیگ خورده است. |
| You are what you eat | غذای انسان ماهیت انسان را می سازد. |
| You buy land, you buy stones, you buy meat, and you buy bones | گنج بی مار و گل بی خار نیست. |
| You can catch more flies with honey than with vinegar. | زبون نرم مار رو از سوراخش میکشه بیرون |
| You can do anything, but not everything | شما می توانید هر کاری را انجام دهید اما نمی توانید همه کارها را انجام دهید. |
| You can educate a fool, but you can not make him think | آدم احمق را می توان تربیت کرد اما نمی توان به تفکر واداشت. |
| You can lead a horse to water, but you can’t make it drink. | صلاح خویش خسروان دانند. |
| You can not burn the candle at both ends | نمی شود هم خدا را بخواهی و هم خرما را. |
| You can not catch old birds with chaff | عنقا را به دام نتوان گرفت. |
| You can not get a quart into a pin pot | نمی توان بحر را در کوزه ریخت. |
| You can not put out a fire with oil | آتش را با آتش خاموش نتوان کرد. |
| You can not sell the cow and drink the milk | نمی شود هم خدا را بخواهی و هم خرما را. |
| You can not wash a black a more white | که زنگی به شستن نگردد سفید. |
| You can’t dance at two weddings. | نمیتونی با یه دست دوتا هندوانه برداری. |
| You can’t have your cake and eat it too | نمی شود هم خدا را بخواهی و هم خرما را. |
| You can’t make an omelet without breaking eggs. | تا خراب نشود، آباد نمی شود. |
| You can’t make bricks without straw | با دست خالی نمی توان کاری انجام داد. |
| You can’t mend a broken egg | آب رفته به جوی برنگردد. |
| You can’t please everyone | همه را نمی توان از خود راضی نگه داشت. |
| You can’t put the clock back | گذشته ها گذشته. |
| You can’t see the wood for the trees | آنقدر سمن است که یاسمن پیدا نیست. |
| You can’t take it with you when you die | ثروت را به هنگام مرگ با خود به گور نتوان برد. |
| You can’t unscramble eggs | کاری است گذشته، سبویی است شکسته. |
| You cannot make a silk purse out of a sow’s ear | از تخم مرغ پشم نتوان چید. |
| You cannot teach an old dog new trick | پیر را تعلیم دادن مشکل است. |
| You have taken the good with the bad | باید خوب را با بد پذیرفت. |
| You have to crawl before you can walk | قبل از راه رفتن باید خزیدن را یاد گرفت. |
| You may end him but you’ll not mend him. | توبه گرگ مرگه. |
| You may know by a handful the whole sack | مشت نمونه خروار است. |
| You must grin and bear it. | باید بسوزی و بسازی. |
| You must lie on the bed you have made. | خود کرده را تدبیر نیست. |
| You never know what you’ve got till it’s gone. | هیچ وقت نمیدونی چی داری مگه زمانی که از دستش بدی |
| You pay your money and you take your chance. | هر چقدر پول بدی، همونقدر آش میخوری. |
| You reap what you sow. | هرچی بکاری درو میکنی. |
| You saw nothing, you heard nothing | شتر دیدی ندیدی. |
| You scratch my back and I’ll scratch yours. | چیزی که عوض داره، گله نداره |
| You should never judge a book by its cover | از روی ظاهر نباید قضاوت کرد. / ما برون را ننگریم و قال را ما درون را بنگریم و حال را |
| You took the words out of my mouth | جانا سخن از زبان ما می گویی. |
| You want something done right, do it yourself. | کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من. |
| You win some/a few; you lose some/a few | زندگی برد و باخت دارد. |
| You’re a sight for sore eyes | تو مرهم چشم منی |
| You’re barking up the wrong tree | سر قبری که مرده توش نیست داری گریه میکنی |
| Your wish is my command. | از تو به یک اشارت، از من به سر دویدن. |
مطالب مرتبط:
جملات انگلیسی زیبا با ترجمه (1250 جمله)