تاریخچه خط کاپرپلیت
خط کاپرپلیت یکی از زیباترین سبک های خوشنویسی انگلیسی است که روزانه هزاران هنرجو در حال یادگیری و تمرین آن هستند و میلیون ها ابزار مخصوص به آن در حال تولید است. خوشنویسی به سبک کاپرپلیت واقعا لذت بخش است و بسیاری آن را به عنوان بهترین سبک برای شروع یادگیری خوشنویسی انگلیسی انتخاب میکنند. اگر شما هم به خوشنویسی کاپرپلیت علاقه دارید خوب است بدانید این خط در چه زمانی و در کجا ابداء شده و چه روند تاریخی را در پیش گرفته است. در این مقاله قصد داریم تاریخچه خط کاپرپلیت را به طور مختصر بررسی کنیم. لطفا این مطلب را تا پایان مطالعه بفرمایید.
اگر بخواهیم تاریخ کاپرپلیت را بررسی کنیم باید سری بزنیم به تاریخ اروپا در اوایل قرون وسطی. دو فاکتور مهم در ظهور سبک کاپرپلیت نقش مهمی داشتند: تبدیل شدن انگلستان به قطب اقتصادی اروپا و پیشرفت علم چاپ و تکثیر به کمک صفحات فلزی.
در ماه می سال ۱۵۸۸م پادشاهی اسپانیا (فیلیپه دوم) برای سرنگونی ملکه الیزابت اول و جلوگیری از دخالت انگلیسی ها و حفظ منافع اسپانیا، ناوگان های خودشان را (که به ناوگان های آرمادا معروف بودند) در کانال انگلیس (یا کانال مانش – قسمتی از اقیانوس اطلس که این اقیانوس را به دریای شمال پیوند میدهد و در شمال فرانسه و جنوب انگلستان قرار دارد) آماده حمله کردند. انگلستان در نهایت در این جنگ شکست سختی را به اسپانیا (و پرتغال که متحد او بود) تحمیل کرد و از آن به بعد کنترل بسیار کاملی بر کانال انگلیس داشت که یک منطقه بسیار استراتژیک به شمار میرفت. این موضوع باعث ایجاد نقطه عطفی در اقتصاد انگلستان شد. روابط تجاری انگلستان با دیگر کشور ها به مراتب بیشتر شد به طوری که در اواسط قرن ۱۷ انگلستان یکی از قدرت های اقتصادی دنیا به شمار میرفت.
مسیر ناوگان اسپانیایی (ناوگان های آرمادا)
با پیشرفت چشمگیر کسب و کار و تجارت در انگلستان، نیاز به افرادی که در کتابت و علم حساب و کتاب تخصص داشتند بیش از پیش احساس میشد، چرا که تمام اسناد و مدارک تجاری را باید ثبت و ضبط میکردند. از این رو مردم تمایل داشتند مهارت خطاطی، حسابداری و کتابت را خوب و حرفه ای یاد بگیرند و دوره های زیادی در این زمینه برگزار میشد. آن ها در این زمینه پیشرفت چشمگیری داشتند به طوری که تا قرن ۱۸ بیش از ۳۰۰ استاد خوشنویسی در انگلستان مشغول فعالیت بودند. از بین آن ها، جان ایریس و ویلیام بانسون دو خوشنویس بسیار ماهر و موفق آن زمان بودند که بسیاری آن دو را پدیدآورنده سبک کاپرپلیت میدانند.
انگلستان اولین کشوری بود که تا این حد بر روی خوشنویسی تمرکز کرد و دنیای خوشنویسی غربی در این کشور پیشرفت بسیار چشمگیری داشت. در اوایل قرن ۱۸ انگلستان به یکی از ابرقدرت های خوشنویسی و خطاطی در دنیا تبدیل شد که بسیاری برای یادگیری آن به این کشور سفر میکردند.
با افزایش اساتید خوشنویسی و ارزشمند شدن خطاطی در اوایل قرن هجدهم، رقابت بین آن ها به شدت افزایش یافت. اساتید خوشنویسی برای جذب بیشتر هنرجو، کارهای خود را به نمایش میگذاشتند و تبلیغات زیادی را انجام میدانند. آن ها تمام تلاش خود را میکردند تا شاگردان بیشتری را به خود جذب کنند. اساتید برای هنرجوهای خود میبایست سرمشق آماده و بین آن ها توزیع میکردند. طبیعتا اساتید نمیتوانستند برای تک تک هنرجویان یک سرمشق جداگانه بنویسند و یا برای هر تبلیغ یک نمونه کار آماده کنند. آن ها میبایست بهترین سرمشق خود را آماده و سپس چاپ و در بین هنرجویان تکثیر میکردند و حتی برای انجام تبلیغات نیز آن ها میبایست کارهای خود را چاپ و توزیع میکردند. اما چگونه در آن زمان کتاب ها، سرمشق ها و برگه های تبلیغاتی توسط اساتید چاپ و تکثیر میشد؟
در کلیپ زیر نحوه استفاده از صفحات مسی برای انجام چاپ و تکثیر توضیح داده شده است:
در آن زمان از صفحات فلزی برای چاپ و تکثیر استفاده میشد. تکنولوژی چاپ به کمک حکاکی بر روی صفحات فلزی در اوایل قرن ۱۵ همراه با شروع دوره رنسانس آغاز شد. آن ها برای کپی کردن اسناد و نوشته های خود، نقش هایی را به صورت معکوس بر روی صفحات فلزی به وسیله ابزار حکاکی بسیار تیز به نام burin ایجاد میکردند. جنس این صفحات فلزی غالبا از مس بود چرا که ایجاد نقش و نگار بر روی آن کمی راحت تر از دیگر فلز ها بود و همچنین فراوان یافت میشد. سپس صفحه مسی را بر روی مرکب میزدند یا مرکب را بر روی آن میکشیدند و سپس مرکب های اضافه را با پارچه ای به نام تارلاتان پاک میکردند. در این صورت مرکب در بخش های فرورفته صفحه مسی باقی میماند. در گام بعدی صفحه فلزی را بر روی کاغذ (و یا هر سطح) مورد نظر قرار میدادند و با ایجاد کمی فشار، مرکب بر روی کاغذ (و یا سطح) منتقل میشد. این عمل را بر روی هر تعداد کاغذ که میخواستند چاپ شود میتوانستند تکرار کنند. نام این تکنولوژی چاپ به اینتاگلیو معروف بود.

تکنولوژی چاپ به کمک حکاکی بر روی صفحات مسی
اساتید خوشنویسی نیز از همین روش برای چاپ و کپی سرمشق های خود استفاده میکردند، اما برای این کار به یک حکاک باتجربه و ماهر نیاز داشتند که بتواند سرمشق آن ها را بر روی صفحات مسی حکاکی کند. (در بسیاری از مواقع خوشنویس و حکاک یک نفر بود و خوشنویسان با حکاکان برای انتشار نمونه کارهای خودشان تیم تشکیل میدانند) پس از این که سرمشق بر روی صفحه مسی به دقت و با ظرافت بالا حکاکی میشد هر هنرجویی که تازه ثبت نام میکرد کافی بود آن صفحه مسی که قسمت های فرورفته آن با مرکب رنگ شده بود را بر روی کاغذ خود قرار دهد و با کمی فشار سرمشق استاد را به کاغذ خود منتقل کند. به کمک این روش اساتید، سرمشق های خود را برای هر هنرجو کپی میکردند و یا نمونه کارهایشان را برای تبلیغات و جذب هنرجو کپی و منتشر میکردند. این تکنولوژی در آن زمان محبوبیت بسیار زیادی پیدا کرد.

تکنولوژی چاپ به کمک حکاکی بر روی صفحات مسی
البته این نکته هم وجود دارد که اساتید به کمک تخصص حکاکان میتوانستند مشکلات ظریفی که در سرمشق خود وجود داشت را اصلاح کنند و نقش ها را با ظرافت بیشتری نسبت به نسخه کاغذی سرمشق بر روی صفحه مسی منتقل کنند. امروزه سرمشق ها و نمونه کارهایی که از اساتید آن زمان میبینیم حاصل تلفیق مهارت خوشنویس و حکاک است که عملا نمیتوانیم دقیقا همانند آن را با یک قلم معمولی بنویسیم. چرا که این سرمشق ها و نمونه کارها توسط حکاکان بسیار ماهر و با ابزاری بسیار دقیق انجام و چندین بار اصلاح و اشتباهات آن ها گرفته میشد. حتی خود اساتید هم نمیتوانستند به همانند سرمشقی که به کمک صفحه مسی چاپ شده خوشنویسی کنند. دقیقا شبیه به اینکه امروزه هم هیچ استادی نمیتواند همانند فونت کامپوتری همان اندازه دقیق خوشنویسی کند. در هر صورت میتوان گفت سبک کاپرپلیت که امروزه آموزش میبینیم و از نوشتن آن لذت میبریم مدیون خوشنویسان و البته حکاکان ماهر انگلیسی هستیم.
تکنولوژی چاپ به کمک حکاکی بر روی صفحات مسی
از این تکنولوژی برای چاپ تصاویر نیز استفاده میکردند. در قرون ۱۷ و ۱۸ کتاب های بسیار زیادی از این طریق چاپ و منتشر شد اما تعداد کمی از آن ها موفق با چاپ مجدد شدند. یکی از آن کتاب ها توسط جورج بیکهام منتشر شد. جورج بیکهام هم در خوشنویسی و هم در حکاکی تخصص بالایی داشت. جورج در سال های بین ۱۷۳۳ تا ۱۷۴۱ از ۲۵ خوشنویس برتر آن زمان درخواست کرد تا نمونه کارهای خود را برای او ارسال کنند. او در نهایت به کمک نمونه کارهای این ۲۵ استاد کتابی را با عنوان “خوشنویس جهانی” “The Universal Penman” در ۵۲ بخش جداگانه منتشر کرد. یعنی این کتاب نشان دهنده مجموعه ای از صفحات مسی است که توسط جورج بیکهام حکاکی و چاپ شده و حدود ۸ سال از او زمان برده است. جورج بیکهام را نمیتوان خالق سبک کاپرپلیت دانست اما بدون شک در توسعه و ترویج این سبک یکی موثرترین و بلندترین گام ها را برداشته است.
نام کاپرپلیت بر اساس تکنولوژی چاپ این فرم نوشتاری انتخاب شده است. کاپرپلیت در انگلیسی به معنای صفحه مسی است. Copper به معنای مس و plate به معنای صفحه می باشد. اما سوال اینجاست که چرا این فرم و سبک نوشتاری را به نام کاپرپلیت (Copper Plate) میشناسند؟ مگر نمیشد سبک گوتیک، ایتالیک و دیگر سبک ها را بر روی صفحات مسی حکاکی کرد؟
حکاکی بر روی صفحات مسی توسط ابزار بسیار تیز به نام بورین انجام میشد. این ابزار تیز معمولا خطوط تیز و نازک ایجاد میکند. بر روی سطوح مسی، اشکال و فرم های ظریف و نازک و همچنین دوایر، بسیار راحت تر از فرم زمخت و سنگین ایجاد میشد چرا که صفحه مسی یک صفحه بسیار سختی است. به همین خاطر حکاکان و خوشنویسان تمایل داشتند فرم حروف را کمی نازک تر و ظریف تر ایجاد کنند. به تدریج فرم ایتالیک (که سبک رایج در قرون ۱۵ و ۱۶ و اوایل قرن ۱۷ بود و پیش از این سبک رایج آن دوره به شمار میرفت) کمی نازک تر و ظریف تر شد، قوس ها و دوایر در آن افزایش یافت، زاویه خط نیز کمی بیشتر شد (از ۵ درجه به حدود ۵۵ درجه) و اتصالات نیز در آن افزایش پیدا کرد. به تدریج فرم جدیدی از ایتالیک پدید آمد که آن را کاپرپلیت نامیدند. در واقع فرم کاپرپلیت همان فرم ایتالیک تغییریافته است. گفته میشود جان ایریس و ویلیام بانسون برای اولین بار باعث و بانی این تغییرات شدند.
بورین، ابزاری که توسط آن بر روی صفحات مسی حکاکی میکردند
خوشنویسان و کاتبان، کاپرپلیت را با سرعت بالا میتوانستند بنویسیند، راحت تر از دیگر سبک ها با قلم پر میشد نوشت و یادگیری آن بسیار آسان بود. به همین خاطر ترویج سبک کاپرپلیت سرعت بسیار بالایی داشت که هم در بخش اقتصادی و تجاری و هم در بخش هنری بسیار استفاده میشد، به خصوص در کشورهای همجوار اقیانوس اطلس. کاپرپلیت در کشور فرانسه با عنوان anglaise ، در کشور اسپانیا به نام letra inglasa و در کشور ایتالیا به نام lettera inglese توسط خوشنویسان استفاده میشد که معنی همه “خط انگلیسی” است. نام و آوازه سبک نوشتاری بسیار زیبای کاپرپلیت به آمریکای شمالی هم رسید و به سرعت به خط رایج کشور آمریکا در قرن هجدهم تبدیل شد. خط کاپرپلیت رسما در مدارس آمریکا با عنوان roundhand آموزش داده میشد و همچنین در حوزه تجارت و سیاست نیز از این سبک برای ثبت و ضبط اسناد استفاده میکردند. engraver’s script و engrosser’s script نام های دیگر کاپرپلیت می باشند. کلمه Engraver به معنای حکاک است و چون سبک کاپرپلیت به وسیله حکاکی بر روی صفحات مسی انجام میشد این نام را بر آن نهادند. کلمه Engrosser نیز به شخصی گفته میشد که نوشته ها را به خط درشت و زیبا پاکنویس میکند و به دلیل اینکه برای پاکنویس نامه ها و اسناد از این سبک زیاد استفاده میشد به این نام نیز شناخته شده است. اما امروزه «کاپرپلیت» تمام این نام ها را پوشش میدهد و نیازی نیست از دیگر نام ها آن استفاده کنیم.
خوشنویسی کاپرپلیت به مناسبت روز جهانی خوشنویسی (اسماعیل بیگدلی)
استفاده از خط کاپرپلیت تا قرن بیستم میلادی ادامه یافت و پیشرفت های زیادی در زمینه ابزار مخصوص آن به خصوص در انگلستان صورت گرفت. کارخانه های تولید قلم های پر و همچنین نوک های فلزی انعطاف پذیر رونق چشمگیری داشتند. اما در قرن بیستم با اختراع خودکارهای ساچمه ای، کاربرد سبک کاپرپلیت و تمام سبک های هنری کمی کمرنگ شد. با این که خودکار ساچمه ای کار خیلی ها رو برای تحریر راحت تر و سریع تر کرده بود اما هرگز نمیتوانست به اندازه قلم های پر و نوک های فلزی ظرافت و ضخامت های بسیار زیبایی را ایجاد کند. زیبایی و ظرافت خطوط در قرن بیستم دیگر به ندرت مشاهده میشد و از آن به بعد کاربرد خطوطی مثل کاپرپلیت، گوتیک، ایتالیک و … دیگر تنها در زمینه های هنری از جمله خلق تابلوهای خوشنویسی و نقاشیخط کاربرد داشت. امروزه سبک کاپرپلیت به عنوان یک خط بسیار زیبا و ظریف توسط بسیاری از خوشنویسان مطرح دنیا و بسیاری از هنرجویان خوشنویسی غربی نوشته میشود، کلاس ها و دوره ها بسیار زیادی برای یادگیری این خط در حال برگزاری است و هنوز به جرات میتوانم بگویم به هیچ عنوان جایگاه و ارزش آن کمرنگ نشده است. تولید روزانه هزاران و یا میلیون ها ابزار مخصوص کاپرپلیت -که اکثرا در کشور های انگلیس، آلمان، آمریکا، چین و ژاپن ساخته میشوند- به خوبی این ادعای بنده را ثابت میکند. تگ های مربوط به کاپرپلیت در اینستاگرام بر روی بیش از 1,500,000 پست ثابت کننده این واقعیت است که سبک کاپرپلیت با اقتدار محبوب ترین سبک خوشنویسی غربی در دنیا است. دوره های آموزش کاپرپلیت حتی در بسیاری از کشورهایی که زبان اصلی آن انگلیسی نیست به عنوان رایج ترین سبک خوشنویسی لاتین آموزش داده میشود.
مطلب مرتبط: بهترین سبک برای شروع خوشنویسی انگلیسی
کاپرپلیت در ایران هم پرطرفدارترین و محبوب ترین سبک خوشنویسی لاتین است و معمولا هنرجویان، آن را به عنوان اولین سبک برای شروع خوشنویسی انگلیسی انتخاب میکنند. به عبارتی وقتی صحبت از خوشنویسی انگلیسی میشود ذهن اکثریت مردم به سمت کاپرپلیت میرود همان طور که در کشور خودمان وقتی صحبت از خوشنویسی میشود سریعا سبک نستعلیق به ذهنمان میرسد تا سبک هایی مثل نسخ و معلی و کوفی و …
خوشنویسی به سبک کاپرپلیت همراه با تزئینات (توسط Tri Shiba)
بیشترین دلیلی که باعث شده است کاپرپلیت محبوب ترین سبک خوشنویسی غربی شناخته شود زیبایی منحصربه فرد و چشم گیر آن است که از ظرافت و ضخامت های متعدد، دورهای نرم، زاویه دار بودن خط و البته پیوسته بودن حروف ناشی میشود. زیبایی این سبک وقتی به اوج خودش میرسد که با فلوریشینگ و تزئینات همراه شود. در فلوریشینگ میتوانیم حروف را با فرم ها و اشکال مختلف تزئین کنیم و به اصطلاح به آن شاخ و برگ دهیم. کاپرپلیت نسبت به دیگر سبک های خوشنویسی بهترین سبک برای اجرای تکنیک های فلوریشینگ است و دست شما را برای خلق تزئینات مختلف باز گذاشته است. اما زیبایی تنها دلیل برای محبوبیت کاپرپلیت نیست. با این که حروف در کاپرپلیت به صورت پیوسته خوشنویسی میشود اما اگر به صورت اصولی خوشنویسی شوند کاملا خوانا خواهد بود و اگر کمی با زبان انگلیسی آشنایی داشته باشید هیچ مشکلی از بابت خواندن متن نخواهید داشت. یادگیری راحت و نداشتن قوانین و ضوابط متعدد هم یکی از دلایل مهم برای جذب هنرجوها به سبک زیبای کاپرپلیت است.
همچنین کاپرپلیت این قابلیت را دارد که با دیگر هنرها نیز تلفیق شود. هنرهایی مثل نقاشی، نقاشی آبرنگ، نقاشی روی دیوار، تذهیب، حکاکی روی سطوح مختلف، خوشنویسی فارسی و غیرفارسی و بسیاری از سبک های هنری را میشود با خوشنویسی کاپرپلیت ادغام کرد. اگر شما به خوشنویسی کاپرپلیت مسلط شوید میتوانید آثار بسیار زیبا، متنوع و منحصر به فردی را خلق کنید.
تلفیق خوشنویسی کاپرپلیت با نقاشی آبرنگ (اسماعیل بیگدلی)
با این تفاسیر آن چنان هم دور از ذهن نیست که کاپرپلیت محبوب ترین سبک خوشنویسی محسوب شود. وقتی یک سبک خوشنویسی هم زیبایی فوق العاده بالایی دارد، هم خوانایی مطلوبی دارد، هم قابلیت تلفیق شدن با هنزهای دیگر دارد و هم میتوان به راحتی آن را یاد گرفت طبیعی است که طرفداران زیادی را به خودش جذب میکند.